رفتن به بالا

بزرگترین مجموعه خبری غرب خراسان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
  • الخميس ۱۳ صفر ۱۴۴۲
  • 2020 Thursday 1 October

اشاره: این یادداشت را حدود سال ۷۸ برای نشریه دانشجویی دانشگاه نوشته بودم و حالا بعد از گذشت ۲۰ سال احساس می کنم هنوز هم ما با پدیده “دین مداحی” مواجهه هستیم البته به شکل حرفه ای تر آن. به همین خاطر این یادداشت را به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم دوباره ولی این بار […]

اشاره: این یادداشت را حدود سال ۷۸ برای نشریه دانشجویی دانشگاه نوشته بودم و حالا بعد از گذشت ۲۰ سال احساس می کنم هنوز هم ما با پدیده “دین مداحی” مواجهه هستیم البته به شکل حرفه ای تر آن. به همین خاطر این یادداشت را به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم دوباره ولی این بار در فضای مجازی تقدیم می کنم. هر چند الان می توانستم آن را کامل تر و پخته تر و یا مثال های متعددی به آن اضافه کنم اما نخواستم در آن دست ببرم بنابراین این یادداشت را بعنوان یک مشق دانشجویی بپذیرید. دوستان بخوانند و نظر بدهند:

حضرت آیت ا…جوادی آملی چندی قبل خطاب به طلاب گفته بود بلند شوید به تهران و شهرستانها بروید که دین مردم به دست مداحها افتاده است.

این هشدار اگر چه چندان جدی گرفته نشد و مورد توجه قرار نگرفت اما در واقع زنگ خطر بزرگی بود که هم برای مداحان، هم برای روحانیون و هم برای مردم عادی به صدا درآمد اما متاسفانه از طرف هیچ کس مورد توجه قرار نگرفت. سوال اینجا است که چرا؟ مگر مداحی با دین منافات دارد که مردم نباید دین خود را از مداحان بگیرند؟ و یا چه اشکالی دارد که مردم دین خود را از یک مداح اهل بیت (ع) بگیرند؟ مگر همه مداحان ما جز از اسلام و دین و اهل بیت (ع) می گویند و این خواسته همه ماست! حال چرا نباید مردم دین خود را از یک مداح بگیرند؟ و سوالاتی از این دست که در ذهن پیدا می شود. اشتباه نشود ما نه با ذکر اهل بیت (ع) مخالفیم و نه با مداحان عزیز. اما سوال بر سر این هشدار آیت ا… جوادی آملی است که چرا نباید دین مردم به دست مداحان بیفتد؟ سعی این یادداشت بر آن است که مسال را کمی بیشتر توضیح دهد.
اجازه بدهید خیلی خودمانی از آنجا آغاز کنیم که همه ما بارها و بارها در مجالس عزاداری شرکت کرده و پای مداحی مداحان زیادی نشسته ایم . هم در عزاداری ائمه با مداحی سینه زده ایم و هم در مراسمات جشن و سرور میلاد ائمه با مداحی دست زده و شادی کرده ایم و حتی ممکن است بعضی از ما مداحی هم کرده باشیم و اما چرا نباید دین خود را از مداحان بگیریم؟ حقیقت این است که دین وقتی توسط یک مداح عرضه می شود ویژگی های خاصی می یابد که آن دین حقیقی نخواهد بود که ما این جا اسم آن را “دین مداحی” می گذاریم. و اما دین مداحی چه ویژگی هایی دارد:

۱- احساس محوری
شاید بارزترین ویژگی دین مداحی این است که یک دین احساسی و هیجانی است. البته این بدان معنا نیست که ما جنبه عاطفی و احساسی دین را کاملا نفی کنیم بلکه آن را بعنوان یکی از جنبه های لازم و مهم دین می دانیم. مشکل آنجاست که همه دین در جنبه های احساسی آن خلاصه می شود. معارف و آموزه های دینی مورد غفلت قرار می گیرد و از سه قسمت دین که شامل عقاید، احکام و اخلاق می باشد فقط به نقطه هایی تکیه می شود که تاب کشش هیجانی و عاطفی دارد. حتی به این قسمت ها هم که توجه می شود با دید احساسی و هیجانی تبیین می شود. مثال بارز آن مساله امامت و ولایت در اسلام و شیعه است. همه می دانیم که امامت یکی از مسائل اصولی و کلامی شیعه است، وقتی این مساله توسط یک مداح مطرح می شود با یک برداشت احساسی و هیجانی مطرح می گردد. مساله بدین مهمی را در حد یک چیز احساسی که بدرد مراسم عزاداری و جشن می خورد تنزل می دهد و برای فرد امامت و ولایت همین می شود که با آن سینه و کف بزند.
اینجاست که سوال مهمتری به ذهن می آید آیا اصلا یک مداح می تواند وارد توضیح و تبیین دین برای دیگران بشود یا نه؟ و به عبارت دیگر آیا یک مداح اهلیت وارد شدن در بیان دین و اسلام را دارد یا خیر؟ و با توجه به اینکه اکثر مداحان مطالعه اندکی درباره دین دارند تا چه حد می توانند دین را برای مردم بیان کنند؟آیا یک مداح صرف این که مداح اهل بیت است می تواند در همه مسائل دین نظر دهد حتی اگر خوش بیین باشیم که مداحان ما در همان مداحی خود تاریخ و موارد دیگری که می خوانند مطالعه عمیق داشته باشند و مستند و دقیق حرف بزنند.
سوالاتی از این قبیل را که جای پرداختن بدانها در این مجال کوتاه نیست به وقت دیگری واگذار می کنیم. به هر حال همه این مطلب را خوب می دانیم که مداح تمام کارش این شده است که شور بیافریند و به تعبیر شهید مطهری در “حماسه حسینی” کربلا کند،(۱) و اگر مداحی نتواند کربلا کند موفق نخواهد بود حال با هر وسیله ای. واضح است که این کار دین را به سوی تک بعدی کردن آن سوق می دهد که یک قسمت دین فربه و چاق شده در حد ترکیدن و قسمت های دیگر آن نحیف و رنجور و ضعیف در حد مردن.

۲- امامان غلو شده
از آنجایی که تعریف و مدح از قهرمان های خویش یکی از جنبه های فطری انسان است یعنی انسان فطرتا تمایل دارد که از قهرمانها و شخصیت های خود تعریف کند و حتی آنها را تا حد اسطوره و افسانه بالا ببرد. از همین جنبه فطری بشر است که در طول تاریخ افسانه ها و اسطوره های زیاد
ی که حتی وجود نداشته اند ساخته شده است و در همه ملل و فرهنگها هم وجود دارند.
حال از آنجایی که مداحی با احساسات و هیجان از طرفی و با شعر که آن هم احساسی است از طرف دیگر سر و کار دارد هر چه بیشتر بتواند احساسات و عواطف را برانگیزد موفق تر است . هر چه مداح بتواند شخصیت ها و قهرمانهای خود را بالاتر ببرد بیشتر عواطف را برمی انگیزد و ماجرا مهیج تر می شود. مردم هم که بدان قهرمانها و شخصیت ها معتقدند بیشتر خوششان می آید در نتیجه این مداح را موفق تر می دانند. اینجاست که مداح از هر طرف آماده می شود که حتی ناخودآگاه داستان ها و قصه ها و کراماتی برای قهرمانهای خود بسازد که هیچ واقعیتی ندارند. حتی قهرمانها را از حد بشر بودن هم خارج کرده و بالاتر می برد و کم کم به “غلو” کشیده می شود چنانکه در تاریخ جریان خطرناک غلو پیدا شده و همگی برخورد قاطع و شدید ائمه با آنها را کم بیش می دانیم. در حالی که ائمه ما که مایه اصلی مداحی است همه بشر و انسان بودند و حتی پیامبر (ص) با تاکید و اصرار خداوند چندین بار با صراحت می گوید “انا بشر مثلکم” و این نه تنها ضعف نیست که حسن و نقطه قوت است. چرا که آنها برای انسانهای مثل من و شما آمده اند و وقتی ما آنها را تا حد غلو بالا ببریم دیگر به درد بشری مثل ما نخواهند خورد و ما نمی توانیم از آنها پیروی کرده و بدانها اقتدا کنیم. چنانکه شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی اشاره می کند ما چقدر درباره حضرت علی (ع) افسانه سازی کرده ایم (۲) و آن بزرگوار در جای دیگر تاکید می کند که ما یک “شخصیت های خیالی” و “مشوه” و “خراب شده” ای ساخته ایم که به جای این که سودمند باشند نتیجه معکوس می بخشند.(۳)
ناگفته نگذاریم که این به معنی انکار شخصیت والای ائمه و یا ذکر نکردن مناقب و تبیین نکردن جنبه های مختلف شخصیت ائمه نمی باشد.

۳- عوام پسند و سطحی
چون مخاطب اصلی مداح و مداحی عوام می باشند او باید سعی کند چیزی را عرضه کند که عوام خوششان بیاید و پای منبر مداحی اش بنشیند و تا آخر سینه بزند و این البته زحمت زیادی برای مداح ایجاد نمی کند که مطالعه داشته باشد و در آنچه بیان می کند دقت لازم را بنماید. هم چنین چون مخاطب عوام است معمولا سوال یا پرسشی از آنچه که مداح می گوید نمی کند چون نمی داند که سوال بکند. آیا این قصه یا مطلبی را که تو می گویی درست است و یا از کجا می گویی؟ و از این قبیل سوالات.
در واقع مداح وقتی این کنترل خود جوش مردمی را که شهید مطهری آن را به عنوان امر به معروف و نهی از منکر روضه خوان یا مداح یکی از مسئولیت های بزرگ مردم می داند(۴) احساس نمی کند و واهمه ای از این ندارد که مبادا من این مطلب را که می گویم اعتراض کنند و از من مدرک و ماخذ خواسته باشند در نتیجه او هم نمی رود که مطالعه عمیق و اصولی درباره مطالبی که می خواهد بگوید انجام دهد. لذا ما وقتی اتفاقی و به ندرت از مداحی بعد مراسم می پرسیم فلان داستان را از کجا نقل می کنی اولا تعجب می کند چرا این سوال از او می شود و اصلا انتظار سوال درباره مطالب گفته شده اش را ندارد و ثانیا آخرین جوابی که دارد این است که این قصه را من از فلان مداح شنیده ام و او هم این داستان را در مداحی خود می گوید. اکثر مداحان ما مطالبی که می گویند همه از شنیده های آنهاست که در طول عمرشان در مجالس و مداحی ها شنیده اند و گرنه خودشان کتاب چندانی مطالعه نکرده اند. مداحان معمولا مطالب شان را از منبع “لسان الذاکرین” نقل می کنند. این خود نشان می دهد که چقدر مطالب و چیزی هایی که آموخته می شود و به عنوان دین فرد می شود سطحی و بی مایه است و هیچ عمقی ندارد. و بدون هیچ تفکر و اندیشه ای درباره درستی آن. همچنین نتیجه دیگری که از این نکته حاصل می شود این است که کم کم تحریف در دین رخ می دهد و فرد هم خودش متوجه نمی شود که دارد دین را تحریف می کند.

۴- مداح محوری
یکی دیگر از عارضه های دین مداحی این است که شخص مداح وقتی جا افتاد و به ویژه وقتی شهرت عام پیدا کرد محور درستی و نادرستی می شود. یعنی این مداح معیار درستی و غلطی دین و اعمال و رفتار و افکار مخاطبان خود می گردد. به طوری که گفته ها و نوارهای او درست تلقی شده و هر کس مخالف آن بگوید بی اعتنا و لاقید نسبت به دین و ائمه قلمداد می شود و انگ هایی از قبیل کمی محبت و عشق نسبت به ائمه و … دریافت خواهد کرد. مثلا وقتی او یک داستانی و یا روضه ای را درباره حماسه کربلا و امام حسین (ع) می خواند این روضه درست تلقی شده و فورا همان روضه و همان گفته برای دیگران الگو شده و از آن تقلید می کنند. حال تو اگر صد تا کتاب تاریخ و مقتل و حدیث بیاوری که این قضیه اصلا جعلی است و در تاریخ وجود ندارد کسی باور نمی کند. بدین ترتیب معیار حق و باطل فرد، آن مداح شده و فرد همه مسائل دینی خود را از او می گیرد نه از خود دین و اهلش. این دقیقا خلاف گفته حضرت علی (ع) است که می فرماید: اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله.
این آسیب وقتی مشهودتر می شود که آن مداح در همه مسائل سیاسی، اجتماعی، دینی و فرهنگی صاحب نظر می شود و در این زمینه ها هم تحلیل می دهد و اظهار نظر می کند. و اینجاست که نظر او در این زمینه ها هم حجت بوده و متبع است هر چند که او آگاهی و تخصص چندانی در این مسائل نداشته باشد.

* اینم اضافه کنم که ما حالا با پدیده جدیدی بنام “مداحی حرفه ای” و “شغل مداحی” روبرو هستیم که این هم جای فکر و کار دارد. یادداشت های پراکنده ای درباره آن نوشته ام اما هنوز حال و وقت کامل کردن آن را پیدا نکرده ام ان شاء الله در یک فرصت دیگر.

پی نوشت ها:
۱-مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج ۱، ص ۲۱ و ۱۰۳
۲- همان،‌ ص ۴۳
۳- همان،‌ ص ۹۹
۴- همان، ص ۲۱

علی نورآبادی

اخبار مرتبط