رفتن به بالا

بزرگترین مجموعه خبری غرب خراسان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹
  • الأربعاء ۶ جماد ثاني ۱۴۴۲
  • 2021 Wednesday 20 January

 علی نورآبادی – آمار مبتلایان به کرونا در کشور از مرز یک میلیون نفر و تعداد جان باختگان از مرز ۵۰ هزار تن عبور کرده است. از دست دادن این عزیزان بسیار تلخ است. اما کرونا در کنار این آسیب ها و خسارتها جنبه های مثبتی هم داشت که یکی از آنها در حوزه های فرهنگی و […]

 علی نورآبادی – آمار مبتلایان به کرونا در کشور از مرز یک میلیون نفر و تعداد جان باختگان از مرز ۵۰ هزار تن عبور کرده است. از دست دادن این عزیزان بسیار تلخ است. اما کرونا در کنار این آسیب ها و خسارتها جنبه های مثبتی هم داشت که یکی از آنها در حوزه های فرهنگی و آموزشی بوده است. برای روشن تر شدن موضوع ذکر چند نکته خالی از لطف نیست:

 کرونا موجب شد تا “انقلاب دیجیتالی” را در حوزه فرهنگی عمومی و آموزشی تجربه کنیم. بدون اغراق کرونا موجب شد که ما یک جهش ۵۰ ساله به جلو داشته باشیم؛ یک سال کرونا کار پرش ۵۰ ساله را با ما کرد. و اما چرا کرونا کشور را به ۵۰ سال جلوتر پرتاب کرد؟ اکنون اگر به دورترین شهرها و روستاهای کشور هم سر بزنید تبلت یا گوشی هوشمند در دست هر  کودک دبستانی روستایی می بینید. کرونا که آمد و مدارس تعطیل شد حتی بچه های روستایی که کمترین امکانات را داشتند، مجبور شدند که به آموزش مجازی روی بیاورند. درست است که به روز شدن دانش اموزان روستایی و مردم مناطق محروم با امکانات و تجهیزات دیجیتالی با سختی هایی همراه  بود مانند نداشتن شبکه، فراهم نبودن زیرساخت های اینترنت و یا کمبودهایی که برخی دانش اموزان در زمنیه تبلت یا گوشی های هوشمند داشتند و دارند. اما اکنون بعد از گذشت چند ماه، تقریبا همه دانش اموزان و مردم خود را با این شرایط تطبیق داده اند. هنوز هم کمبودها و ضعف هایی هست اما همه با این شرایط و فضا آشنا شدند و کار خود را راه می اندازند. اگر کرونا نمی آمد و قرار بود مسیری را که در چند ماه اخیر آمدیم در حالت عادی طی کنیم بدون شک چند دهه طول می کشید و تازه چون این تغییرات قرار بود از بالا اعمال شود و به نوعی اجباری بود قطعا به این خوبی جواب نمی داد و مردم هم به این راحتی آن را نمی پذیرفتند و خود را با فضای مجازی و کلا دنیای جدید تطبیق نمی دادند. 

تا قبل از کرونا بسیاری از آموزش ها و یا مباحث آموزشی در انحصار دانش اموزان برخودار و طبقات شهری بود. مثلا دانش اموزان روستایی تنها به دانش و مباحث معلم ابتدایی خودشان دسترسی داشتند و سطح علمی انها در همان سطح معلم شان رشد می کرد. اما بعد از کرونا و اینترنتی شدن آموزش و تحصیل، اکنون همه دانش اموزان حتی آنهایی که در روستاها و مناطق محروم هستند نیز به مباحث آموزشی و دانش در فضای گسترده اینترنت دسترسی دارند. یعنی دانش اموزان روستایی و محروم هم به همان سایتها و منابعی دسترسی دارند که دانش اموزان شهری. این مسئله علاوه بر این که به برقراری عدالت آموزشی کمک زیادی کرده است بلکه اکنون علم و دانش در دسترس همه دانش اموزان حتی در محروم ترین مناطق قرار دارد. 

 مهم ترین فایده ای که کرونا داشت گسترش و همگانی کردن آموزش مجازی و دنیای جدید در همه شهرها و روستاها و حتی مناطق دورافتاده و محروم بود. قبلا تنها طبقات شهری و بیشتر طبقات برخوردار تجهیزات هوشمند داشتند و از آن استفاده می کردند. حتی بسیاری از افراد برخوردار شهری که مشکل مالی هم نداشتند با فضای مجازی و امکانات جدید آشنایی زیادی نداشتند. اما اکنون این تجهیزات به دورترین روستاهای کشور رفته است و بچه های ابتدایی که سواد اندکی دارند و یا حتی بسیاری از افراد بی سواد  نیز از فضای مجازی استفاده می کنند. اگر هر دولتی می خواست این کار را در کشور انجام دهد اولا باید میلیاردها تومان هزینه می کرد و ثانیا قطعا نمی توانست چنین موفقیتی را بدست آورد. نهادهای کند و لَخت ما کی و چگونه می توانستند چنین موفقیت های خیره کننده ای در این زمینه داشته باشند؛ نمونه عملکرد کند و لاک پشتی آنها را در ایجاد شبکه ملی اطلاعات و یا همین ایجاد زیرساخت های شبکه آموزشی دیجیتالی که آموزش و پرورش از سالها قبل باید آماده می کرد؛ شاهد هستیم.

روشن است، نسلی که اکنون با اینترنت و فضای مجازی تحصیل می کند، فقط به مباحث درسی و آموزشی اکتفا نمی کند بلکه به بسیاری چیزهای دیگر در فضای بی نهایت اینترنت دسترسی دارد. قبل از کرونا دانش اموزان تنها به فضای کلاس و مدرسه و در نهایت به چند کلاس آموزشی خصوصی دسترسی داشتند و تعداد دانش اموزانی که از فضای اینترنت و مجازی استفاده می کردند در مقایسه با دیگران بسیار کمتر بود که آن هم بیشتر مربوط به سنین بالا یعنی دبیرستان می شد. ضمن این که حتی چرخیدن همان دانش اموزان در فضای اینترنت به نوعی غیر رسمی -اگر نگوییم قاچاقی-، یواشکی و دزدکی بود اما بعد از کرونا استفاده از فضای اینترنت برای همه دانش اموزان و حتی دانش اموزان ابتدایی نه تنها رسمیت یافته و مجاز است بلکه به یک ضرورت تبدیل شده است. یادمان نرفته است که تا همین چند ماه پیش، همه (از مسئولان گرفته تا نمایندگان و خانواده ها) فضای مجازی را تقبیح می  کردند و حتی شبکه های مجازی را فیلتر کردند و نمایندگان نیز در سودای تهیه طرحی بر

ای ممنوع شدن و بستن فضای مجازی بودند. اما اکنون استفاده از اینترنت و حضور در فضای مجازی آنقدر ضرورت یافته است که حتی کمیته امداد و بهزیستی نیز به جای پرداخت کمک های نقدی، تبلت به دانش آموزان مناطق محروم می دهد. اکنون دانش اموزان با چند کلیک، به دنیای بی نهایت مجازی و اینترنت وارد می شوند و قطعا در این فضای بی نهایت تنها به دنبال مباحث درسی و اموزشی نیستند. اکنون دانش اموزان نه تنها راه استفاده از فضای بی نهایت اینترنت را یاد گرفتند بلکه در این فضا خود به خود، بسیاری از چیزهای دیگر را هم می بینند و یاد می گیرند. 

شاید گمان کنیم وقتی کرونا پایان یافت و آموزش دوباره حضوری شد همه چیز مثل سابق خواهد شد؛ این خیال باطلی بیش نیست. حتی بعد از پایان کرونا و باز شدن دوباره مدارس و حضوری شدن آموزش، دیگر نمی توان این نسل ۱۴- ۱۵ میلیونی را از اینترنت و فضای مجازی جدا کرد. این نسل کرونایی، تازه راهش را پیدا کرده است و دیگر به عقب برنمی گردد. بنابراین باید خیال باطل بازگشت به عقب را از سر بیرون کرد؛ این نسل، عقب نشینی نخواهد کرد بلکه پیشروی خواهد کرد.  

بر اساس آمارهای موجود، “محتوا” به زبان فارسی در فضای اینترنت جهانی در مقایسه با زبان های دیگر بسیار کم و حتی در برخی حوزه ها تاسف بار است. فایده دیگر این مسئله آن بود که در عرض یک سال شاید به اندازه کل دورانی که اینترنت به وجود آمده است “محتوا” به زبان فارسی تولید شده باشد. البته این به معنای آن نیست ما به حد مطلوب رسیده ایم اما آمدن کرونا و مجازی و اینترنتی شدن بسیاری از آموزش ها و خدمات و بخش های دیگر، خود به خود موجب تولید محتوا در فضای اینترنت و مجازی شد. البته هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب، فاصله بسیاری داریم. 

 نکته قابل توجه دیگر این که این فرایند تولید محتوا به زبان فارسی در فضای وب، به صورت عمومی و مشارکتی از سوی همه مردم فارسی زبان صورت گرفته است. تا قبل از کرونا اگر محتوایی قرار بود تولید شود از سوی افراد خاص یا نهادها و سازمانهای عموما دولتی صورت می گرفت که همه می دانیم این نهادها و سازمانها چقدر کند و لاک پشتی کار می کنند. اما با آمدن کرونا همه مردم مستقیم و غیر مستقیم و خودآگاه و نا خودآگاه به نوعی تولیدکننده محتوا به زبان فارسی در فضای وب شدند. این تولید محتوا به زبان فارسی هم اگر قرار بود به روال سابق صورت گیرد سالها و شاید نیم قرن طول می کشید. 

 نسلی که امروز حتی در مدارس دورترین نقاط کشور با تبلت و گوشی هوشمند تحصیل می کند ۱۰ – ۱۵ سال آینده برای ایفای نقش خود به روی صحنه خواهد آمد. “انقلاب دیجیتالی”، “انقلاب نسلی” را در پی دارد. این نسل، در دنیای دیگری زندگی می کند و تفاوت های عجیب و غریبی با نسل های قبل از کرونا خواهد داشت. به نوعی فاصله نسل های قبل از کرونا با بعد از کرونا فرسنگهاست و شاید با مقیاس های معمولی قابل اندازه گیری نباشد و باید با مقیاس مجازی اندازه گیری کرد. این فاصله اکنون که درگیر آن هستیم محسوس نیست اما وقتی این نسل اینترنتی ۱۰ سال دیگر به روی صحنه جامعه و کشور بیاید تازه آن وقت متوجه خواهیم شد. بنابراین سیاست گذاران و برنامه ریزان کشور و نظام باید این مسئله مهم را مد نظر داشته باشند. به عبارت دیگر برنامه ریزیها و سیاست گذاریهای فرهنگی، هنری، اجتماعی و غیره باید با توجه به اقتضائات و خواسته های این نسل صورت بگیرد. اگر سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها با افق دید این نسل همخوانی نداشته باشد و به خواسته ها و مطالبات آنها پاسخ داده نشود و مسئولان و نهادها خود را با این نسل همگام نکنند، این نسل منتظر آنها نخواهد ماند چون راه و مسیری را یافته اند که به هیچ وجه توقف پذیر نیست.

ما با این “انقلاب نسلی” وارد قرن جدید شمسی خواهیم شد. مسائل روزمره ای مانند امور مربوط به کرونا نباید ما را از این انقلاب نسلی غافل کند. این انقلاب نسلی اگر درک و فهمیده نشود و متناسب با روحیات، خواسته ها و توانایی هایش سیاست گذاری و برنامه ریزی نشود؛ بسیار هراس آور و هولناک خواهد بود. علاوه بر اصل رخ دادن انقلاب نسلی، از این جهت نیز هراس آور و هولناک است که مخصوص یک منطقه یا شهر خاص نیست بلکه تا عمق روستاها و مناطق دورافتاده نیز رفته است. برای همین باید گفت: “بدا به حال کشوری که خود را برای این نسل آماده نکرده باشد.”// شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۹

اخبار مرتبط