یادداشت های خصوصی
کد خبر : 27280
سه شنبه - ۵ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۱
نفرین به لک‌لک‌ها!

نامه‌ای به دانیال از یک شهروند پر از اندوه

دانیال عزیز! سلام! خواستم برای تو بنویسم، ولی نه فقط برای خود تو! برای تمام «دانیال»هایی شبیه تو! چرا که شماها، عصاره و محصول عملکرد «ما» هستید!

دانیال جان! بلایی که سر تو آمده، یک «اتفاق» یا یک «رویداد» خاص و منحصربه‌فرد نیست! بلکه محصول سال‌ها ازدواج کردن‌های سنّتی ما است! محصول دخترانی که قبل از آنکه بچگی و نوجوانی کنند، عروس می‌شوند و قبل از آن‌که یاد بگیرند چه‌طور «دوست» پیدا کنند یا چطور «زندگی» کنند، لباس عروس پوشیده به خانۀ همسرانی می‌روند که …

ازدواج‌هایی که «فلانی را می‌شناسم پسر خوبی است …» یا «فلانی دختر خوشگلی است، خانوادۀ خوبی هم دارد …» جرقۀ شروعشان بوده‌اند! ازدواج‌هایی که یک نفر از یک جایی، دو طرف را می‌شناخته، معرفی می‌کند، خواستگاری‌ها می‌روند از روی لیست و بالاخره یک جای لیست جواب می‌گیرند! دانیال‌ها محصول ماهایی هستند که اگر لباس کهنه‌ای تن پدربزرگ ۷۰ ساله ببینیم، مسخره‌اش می‌کنیم، اما مهم‌ترین تصمیم زندگی خودمان را (ازدواج را) به همان سبک و روش ۱۷۰ سال پیش انجام می‌دهیم، بدون کوچک‌ترین تغییری!

دانیال مظلوم! تو و «تو»ها محصول روند قانونی عجیب «طلاق» و جدایی هستید! رویکردی که در هر حالت فرزند را از مادر جدا می‌کند و به دست پدرانی می‌سپرد که …

محصول طلاق‌های سخت هستی و محصول جنگ‌هایی که یک جدایی ساده را تبدیل به یک نزاع خانوادگی و گاهی قبیله‌ای می‌کند! نه فقط طلاق‌های سخت و جانکاه که تو محصول «عقده‌»هایی هستی که همۀ ما از کودکی با آن بزرگ شده‌ایم و در بزرگ‌سالی اسیر آن می‌شویم! وگرنه مگر می‌شود انسان با انسان کاری بکند که پدر و نامادری با چون تویی می‌کنند؟ فرقی ندارد، شاید دانیال‌هایی باشند در بند پدر و مادر واقعی یا هر «نا»ی دیگری!

شما دانیال‌ها محصول پرچانگی‌هایی هستید از جنس «بچه بیاورند، خوب می‌شوند!»؛ محصول «بچه‌آوردن»هایی برای حل اختلافات زن و شوهر! زن و شوهرهایی که چند سال بعد با جنگی جان‌فرساتر جدا می‌شوند، اما بچه‌هایی می‌مانند و …
سال‌ها یا بلکه قرن‌ها است، درمان همۀ مسائل پیچیدۀ میان دو همسر، دو انسان پیچیده، همین بوده که: بچه بیاورید!
این هم بچه! این هم بچه‌ها! چه کسی حاضر است مسئولیت سرنوشت شومشان در همان ۱۰ سال اول زندگی را به عهده بگیرد؟ و ما هنوز اختلافات را می‌خواهیم با کمک لک‌لک‌هایی که برایمان نی‌نی می‌آورند، حل کنیم!

دانیال عزیز ما! شماها محصول جامعه‌ای هستید که هنوز «روانشناس» و «روان‌پزشک» را قبیح می‌شمارد! و زنی یا مردی را که نیاز به روان‌پزشک و معالجه دارند، می‌فرستد به مراقبت و قیّمیِ تو! آن‌ها که تو را این‌گونه زجر داده‌اند، خودشان قربانی هستند، چرا که الآن باید تحت درمان می‌بودند نه دارای هزاران مسئولیت پدر و مادری! تا زمانی هم که از پزشکِ روان بترسیم، جامعه‌ای بااین‌همه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و دردهای عصبی، امثال تو را بیشتر و بیشتر خواهد دید!

دانیال! تو و امثال تو، محصول آموزشی هستید که ۱۲ سال در مدارس، تمام وقت شما را درگیر می‌کنند، ولی حتی یاد نمی‌گیرید شماره ۱۲۳ یا هر سه‌رقمی دیگری را بگیرید! یاد نمی‌گیرید در چنین وضعیت‌هایی باید چه کنید …

دانیالِ ما! تو محصول فریادهای فروخورده‌ای! محصول فرهنگی که ما را از داد زدن می‌ترساند! فرهنگی که ما را «دو رو» و متظاهر بار می‌آورد! که درد را فریاد نزنیم! که کسی نفهمد چه بلایی توی خانه، مدرسه، دانشگاه، کوچه، خیابان، روستا، شهر و هر جای دیگری سرمان می‌آورند!

تو یک مادر واقعی داشتی و اتفاقاتی پیش آمد که کشف شدی، چقدر دانیال در شهرها و روستاهای ما هستند که صدایشان فروخورده شده؟ یا شرایطشان به‌اندازۀ تو وخیم نشده که به آن‌ها رسیدگی شود، ولی به‌تدریج و ذره ذره دارند مانند تو جان می‌دهند؟

تو و دیگر دانیال‌ها، جرئت نخواهید کرد و آموزش نخواهید دید که فریاد بزنید! احتمالاً مجبور می‌شوید این بغض فروخورده را هم سر لک‌لک‌ها خالی کنید و آن‌ها را نفرین کنید! چون حرف‌های دیگر، «هزینه» دارند! هزینه‌هایی قضایی و اجتماعی حتی بیشتر از آن‌هایی که با تو و امثال تو چنین کرده‌اند!

علی ششتمدی

سبزواریان